حالا می خوام یکم اس ام اس بزارم یکم هوای وبلاگ عوض بشه چطوره دوستان؟؟؟؟؟!!!!!! خیلی بی معرفتی اگه بخونی ولی نظر ندی
زندگی سه تا پیچ داره تولد عشق مرگ سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم
اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟ . . واقعا که! . . تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟ !
دنیا رو بد ساختن .. کسی را که دوست داری . تو را دوست نمی دارد .. کسی که تو را دوست دارد . تو دوستش نمی داری .. اما کسی که تو دوستش داری و اوهم تو را دوست دارد به رسم و ایین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است
به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟ گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد...پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد.....صبح سراغ مادرش رفت.....وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....دل هيچ کسي رو نشکن
ای عشق، شكسته ایم، مشكن ما را اینگونه به خاك ره میفكن ما را ما در تو به چشم دوستی می بینیم ای دوست مبین به چشم دشمن ما را
تكیه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نمیرسیم... بسه دیگه! بذار برم..... كی گفته بود به جرم عشق؟ یه عمری پرپرت كنم... یه گوشه ای كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر میشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همینو بس! غصه نداره...بی كسیم! قشنگیه قسمت ماست! كه ما به هم نمیرسیم
در وجودم چيزي هست که تو را نجوا مي کند ... و تنها عشق مرا رها مي کند ... و نور آن نگاهي ست که تو به من روا مي کني ... پس عشق و نور را از من دريغ نکن و بر من بتاب که بي عشق تو ؛ بي نگاه تو ؛ بي تو رو به غروب رهسپارم .... مرا به طلوعي ديگر برسان ....
هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری
و هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا که تو را دوست دارم
و دیوانه وار عاشقت شدم
چرا که مهربانی را در وجودت دیدم
با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی
و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم
نه تو از عشق من دست میکشی
و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است
و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود چرا که شب عشق بسیار طولانی است و قلبم در آرزوی تو می سوزد آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی خورشید وجودت پنهان می گردد و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند و به دنیای غریبی می برند همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است
عشق یعنی سر به زیر انداختن
درحریم دلبریجانباختن
عشق یعنی بر سر دار آمدن
بیمحابادیدنیا ر آمدن
عشق یعنی پرزدن بی بال وپر
دیده رادریانمودن تاسحر
عشقیعنیگفتگوبا کربلا
سر کشیدنبادهاز جامبلا
عشق یعنی دیده برخنجرزدن
مثل طوطی درقفس پرپرزدن
عشق یعنی گمشدندر جاممی
رازدل بی پردهبشنیدنزنی
عشقیعنیخاکپایخاکیان
میزدن درحلقه یافلاکیان
عشق یعنی مثل یک گل وا شدن
فــارغازبیتابیدنیـــاشـدن
باور کن که دوستت دار م ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دار م .... ای اميد و آرز وی من ، دنيای من دوستت دار م.... ای تو به زيبايی يک گل سرخ ، به پاکی يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دار م.... ای تو فصل بهار م ، هميشه يار م ، همدم اين دل پاره پاره ا م دوستت دار م.... ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبود م ، هستی و تار و پودم دوستت دار م.... ای تو طلوع زندگی ا م ، ناجی لب تشنگی ا م دوستت دارم.... ای تو عشق زندگی ا م ، هميشگی ا م ، ماندنی ا م دوستت دار م.... دوستت دار م
بذار يه ديوونه نگات كنه اما نذار يه نگاه ديوونت كنه
دوست دارم عزیزم
دوست دارم بی نهایت با صداقت تا
قیامت
دوست دارم خون شوم در دلت گردش
کنم قطره اشکی شوم بر
چهره ات لغزش کنم
دوست داشتنن بدین معناست که
خوشبختی خودمان را در خوش
بختی دیگران بدانیم
هنوز هم وقتي قلب شيشه اي احساسم را با سنگ نا مهربانيها مي شکنند شمع آرزو هايم را با جرقه اشک روشن مي کنم و در اقيانوس ژرف خيال سوار بر زورق انديشه تا فراسوي دشت آرزوها سفر مي کنم راستي چه خوب بود اگر من هم بالهائي به سپيدي نور و به لطافت پر پروانه داشتم در اين صورت تا آبي آسمان عشق تا سرزمين کبوتران عاشق آنجا که کينه و ريا جواز ورود ندارد چرخ مي زدم آنجا که پلاک خانه دلها عشق است